ترجمه "overhang" به فارسی

لبه, برامدگی, برجستن بهترین ترجمه های "overhang" به فارسی هستند.

overhang verb noun دستور زبان

(transitive) To hang over (something). [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • لبه

    noun
  • برامدگی

  • برجستن

  • ترجمه های کمتر

    • قلمبگی
    • آویختن
    • آویختگی
    • برآمدگی
    • برجستگی
    • (از چیزی) بیرون زدن
    • (مجازی) تهدید کردن
    • (هواپیما) طول بال (از بدنه تا نوک بال)
    • آونگان بودن
    • آویخته بودن
    • آویزان بودن
    • بیرون زدگی
    • جلو آمدن
    • جلو آمدگی
    • معلق بودن
    • هر چیز آویخته یا بیرون زده
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " overhang " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "overhang" با ترجمه به فارسی

  • آویزان · متوجه · مشرف · پیشامده
  • آویزان · متوجه · مشرف · پیشامده
  • آویزان · متوجه · مشرف · پیشامده
اضافه کردن

ترجمه های "overhang" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه