ترجمه "overhead" به فارسی

بالا, آسمان, فراز بهترین ترجمه های "overhead" به فارسی هستند.

overhead adjective noun adverb دستور زبان

located above, especially over the head [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • بالا

    adverb

    I can tell now that the light is coming from overhead and it seems to be widespread.

    حالا میتوانم بگویم که آن روشنایی از بالا میتابد، و به نظر میآید که دامنهاش بسیار وسیع باشد.

  • آسمان

    noun

    The hall was dark because of the menace of thunder overhead.

    به خصوص آنکه گرفتگی آسمان محوطهی داخل بنا را به کلی تاریک کرده بود.

  • فراز

    adverb

    Only overhead in the birches under which he stood, the flies, like a swarm of bees, buzzed unceasingly

    فقط وزوز مگسها ، چون کندوی زنبوران، مدام بر فراز درختان غان بلند بود

  • ترجمه های کمتر

    • بالاسری
    • هوایی
    • فرازین
    • (بازرگانی) هزینه های سربار
    • (عمل کننده یا واقع در) بالای سر
    • (نیروی دریایی) سقف کابین
    • بالاسری ها
    • در بالا
    • در بالای سر
    • در هوا
    • روی سقف
    • طاق اتاق کشتی
    • هزینه های بالاسری (مانند هزینه ی برق و آب و بیمه و اجاره و مالیات)
    • هزینه ی سرشکن شده
    • هزینه ی غیر تولیدی
    • وابسته به بالاسری ها
    • پردازش سربار
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " overhead " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

OVERHEAD
+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • هزینه عمومی

عباراتی شبیه به "overhead" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "overhead" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه