ترجمه "overload" به فارسی
گرانباری, استفاده ی بیش از حد (از خط تلفن یا سیم برق و غیره), اضافه بار بهترین ترجمه های "overload" به فارسی هستند.
overload
verb
noun
دستور زبان
(transitive) to load excessively [..]
-
گرانباری
-
استفاده ی بیش از حد (از خط تلفن یا سیم برق و غیره)
-
اضافه بار
nounOne of the forward couplings has disengaged because it's detecting the possibility of a fatal overload.
يکي از اتصالات احتملا بخاطر اضافه بار در رفته
-
ترجمه های کمتر
- بار زیاد بر دوش کسی یا چیزی گذاشتن
- بار سنگین
- گرانبار کردن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " overload " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Overload
Overload (Chinese rock band)
-
بار اضافی، اضافی
عباراتی شبیه به "overload" با ترجمه به فارسی
-
هموکروماتوز
-
سربارگزاری عملگرها
-
اصل اضافه بار
-
سرریز دادهها
اضافه کردن مثال
اضافه کردن