ترجمه "overlook" به فارسی
منظره, دیدبانگاه, فرازیدن بهترین ترجمه های "overlook" به فارسی هستند.
overlook
verb
noun
دستور زبان
To look down upon from a place that is over or above; to look over or view from a higher position; to rise above, so as to command a view of [..]
-
منظره
noun -
دیدبانگاه
-
فرازیدن
-
ترجمه های کمتر
- ندیدن
- انداختن
- (قدیمی) با نگاه مسحور کردن
- (نادر) بازرسی کردن
- از بالا نگریستن (به)
- اغماض کردن
- باقلاهاي هندي
- باقلاي علوفهاي
- بر فراز چیزی قرار گرفتن
- تسلط داشتن
- حذف کردن
- سر بر آسمان کشیدن
- سرپرستی کردن
- متوجه نشدن
- محل تماشای مناظراطراف
- مشرف و مسلط بودن بر
- نادیده انگاشتن
- نظارت کردن
- پی نبردن
- چشم انداز
- چشم انداز داشتن
- چشم پوشی کردن
- کاناوالیا انسیفورمیس
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " overlook " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "overlook"
عباراتی شبیه به "overlook" با ترجمه به فارسی
-
سر گذر
اضافه کردن مثال
اضافه کردن