ترجمه "overtime" به فارسی
اضافه کار, (مسابقات ورزشی) وقت اضافی (که در صورت مساوی بودن طرفین داده می شود تا برنده معلوم شود), اضافه وقت بهترین ترجمه های "overtime" به فارسی هستند.
overtime
noun
adverb
دستور زبان
(uncountable) The working time outside of one's regular hours [..]
-
اضافه کار
nounThe working time outside of one's regular hours.
I exempted her from working overtime.
من او را از اضافه کار معاف کردم.
-
(مسابقات ورزشی) وقت اضافی (که در صورت مساوی بودن طرفین داده می شود تا برنده معلوم شود)
-
اضافه وقت
-
ترجمه های کمتر
- اضافه کاری
- فزون کار
- فزون کاری
- وابسته به اضافه کار یا اضافه وقت
- وقت اضافه
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " overtime " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "overtime" با ترجمه به فارسی
-
اضافه کار کن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن