ترجمه "overthrow" به فارسی
برانداختن, سرنگون کردن, انقراض بهترین ترجمه های "overthrow" به فارسی هستند.
overthrow
verb
noun
دستور زبان
(transitive, now rare) To throw down to the ground, to overturn. [..]
-
برانداختن
bring about downfall
-
سرنگون کردن
bring about downfall
A new currency to overthrow the fascist overlords.
يه پول رايج جديده براي سرنگون کردن خدايان فاشيست.
-
انقراض
noun
-
ترجمه های کمتر
- براندازی
- اضمحلال
- درهم شکستن
- رد کردن
- مضمحل کردن
- منقرض کردن
- نگون سار کردن
- واژگون کردن
- چپه کردن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " overthrow " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن