ترجمه "overtask" به فارسی
تحمیل کردن, سخت به کار گرفتن, کار (یا مسئولیت و غیره) زیاد به عهده ی کسی گذاشتن بهترین ترجمه های "overtask" به فارسی هستند.
overtask
verb
دستور زبان
To task too heavily, to give someone or something to many tasks; overburden [..]
-
تحمیل کردن
-
سخت به کار گرفتن
-
کار (یا مسئولیت و غیره) زیاد به عهده ی کسی گذاشتن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " overtask " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن