ترجمه "overweening" به فارسی
مغرور, خودبین, فزونمند بهترین ترجمه های "overweening" به فارسی هستند.
overweening
adjective
noun
verb
دستور زبان
Unduly confident; arrogant; presumptuous; conceited. [..]
-
مغرور
adjective -
خودبین
-
فزونمند
-
ترجمه های کمتر
- پرپشت
- گزافه
- غره
- زیاده
- از خود راضی
- غلو آمیز
- فیض بخش
- گزاف گرانه
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " overweening " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن