ترجمه "ovulation" به فارسی
تخمکگذاری, تخمک آوری, تخمک سازی بهترین ترجمه های "ovulation" به فارسی هستند.
ovulation
noun
دستور زبان
(physiology) The release of an ovum from the ovary. [..]
-
تخمکگذاری
nounThe release of a mature ovum/oocyte from an ovary.
-
تخمک آوری
-
تخمک سازی
-
تخمک گذاری
I pee on it first thing in the morning and it tells me if I'm ovulating or not.
اولین کاری که صبح انجام میدم ، میشاشم روش و این بهم میگه که من تخمک گذاری کردم یا نه.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " ovulation " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "ovulation" با ترجمه به فارسی
-
کشت تخمک
-
تخمكها (گياه)
-
تخمكها (گامت)
-
القا فحلي · تخمريزي القايي · تخمکگذاری القایی · پسدوشي تخمهاي ماهي
-
تخمزا · تخمک · تخمک (گیاهی) · ماده زامه
-
اندام ماده گل · اووسيتها · برچهها · تخمدانهاي گياهي · تخمريزيكردن · تخمك جانوری · تخمكها · تخمکها · خامه · كلاله · مادگی · منطقه شفاف
-
تخمک آوردن · تخمک ساختن · تخمک گذاردن · تخمک گذاری کردن
-
درونكاشت تخمك · درونكاشت طبيعي جنين · لانهگزینی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن