ترجمه "ovule" به فارسی
تخمک, تخمزا, تخمک (گیاهی) بهترین ترجمه های "ovule" به فارسی هستند.
ovule
noun
دستور زبان
(botany) The structure in a plant that develops into a seed after fertilization; the megasporangium of a seed plant with its enclosing integuments. [..]
-
تخمک
nounI pee on it first thing in the morning and it tells me if I'm ovulating or not.
اولین کاری که صبح انجام میدم ، میشاشم روش و این بهم میگه که من تخمک گذاری کردم یا نه.
-
تخمزا
-
تخمک (گیاهی)
plant structure and its female reproductive cells
-
ماده زامه
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " ovule " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "ovule" با ترجمه به فارسی
-
کشت تخمک
-
تخمكها (گياه)
-
تخمكها (گامت)
-
القا فحلي · تخمريزي القايي · تخمکگذاری القایی · پسدوشي تخمهاي ماهي
-
تخمک آوری · تخمک سازی · تخمک گذاری · تخمکگذاری
-
اندام ماده گل · اووسيتها · برچهها · تخمدانهاي گياهي · تخمريزيكردن · تخمك جانوری · تخمكها · تخمکها · خامه · كلاله · مادگی · منطقه شفاف
-
تخمک آوردن · تخمک ساختن · تخمک گذاردن · تخمک گذاری کردن
-
درونكاشت تخمك · درونكاشت طبيعي جنين · لانهگزینی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن