ترجمه "ow" به فارسی

(ندا حاکی از درد) آخ !, ا ! بهترین ترجمه های "ow" به فارسی هستند.

ow interjection

Same as ouch. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • (ندا حاکی از درد) آخ !

  • ا !

    Well, I get that, but I think you owe it to yourself to write what actually happened.

    ولي به نظر من بايد هرچي ا اتقاف افتاده روبنويسي

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " ow " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "ow" با ترجمه به فارسی

  • پرداختنی
  • بايستي
  • owe
    (به کسی یا چیزی) دین داشتن · (قدیمی) داشتن · بدهکار بودن · بدهکاربودن · بدهی داشتن · رهین · زیر بار منت بودن · سپاسمند بودن · قرض داشتن · مالک بودن · مدیون بودن · مرهون بودن · وام دار بودن
  • (با: to) به واسطه ی · بدهکار · به خاطر · به دلیل · تسویه نشده · در نتیجه ی · مانده · مدیون · پرداخت نشده
  • بايستي
  • (با: to) به واسطه ی · بدهکار · به خاطر · به دلیل · تسویه نشده · در نتیجه ی · مانده · مدیون · پرداخت نشده
  • owe
    (به کسی یا چیزی) دین داشتن · (قدیمی) داشتن · بدهکار بودن · بدهکاربودن · بدهی داشتن · رهین · زیر بار منت بودن · سپاسمند بودن · قرض داشتن · مالک بودن · مدیون بودن · مرهون بودن · وام دار بودن
  • owe
    (به کسی یا چیزی) دین داشتن · (قدیمی) داشتن · بدهکار بودن · بدهکاربودن · بدهی داشتن · رهین · زیر بار منت بودن · سپاسمند بودن · قرض داشتن · مالک بودن · مدیون بودن · مرهون بودن · وام دار بودن
اضافه کردن

ترجمه های "ow" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه