ترجمه "pace" به فارسی

گام زدن, قدم, سرعت بهترین ترجمه های "pace" به فارسی هستند.

pace adjective verb noun adposition دستور زبان

A step taken with the foot. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • گام زدن

    verb

    again began pacing up and down in front of the shed.

    دوباره در مقابل انبار به گام زدن پرداخت.

  • قدم

    noun

    Ivan laughed suddenly and began pacing about the room.

    ایوان این بگفت و خندهکنان شروع به قدم زدن در اطاق کرد.

  • سرعت

    noun

    Gandalf now pressed on at a great pace, and the others followed as quickly as they could.

    گند الف اکنون با گامهایی سریع پیش رفت و دیگران با آخرین سرعت ممکن از پی او شتافتند.

  • ترجمه های کمتر

    • گام
    • قدم زدن
    • زمان
    • پیمودن
    • وقت
    • خرامیدن
    • سوغان
    • (آهنگ پیشرفت یا پرداخت یا فعالیت و غیره را) تنظیم کردن 1
    • (اسب) سوغان دادن
    • (لاتین - ندای حاکی از عدم توافق) اختیار دارید!
    • (مسافت معینی را)پیمودن 3
    • (معمولا با: off) با قدم اندازه گرفتن
    • (ورزش) سرعت توپ یاگوی
    • (گام برداری اسب) یرغه
    • اندازه ی یک قدم (03 تا 04 اینچ)
    • اگر اجازه بفرمایید مخالفم !
    • با گام های آهسته یا یکنواخت راه رفتن
    • تمرین گام برداری دادن 0
    • جلو رفتن
    • درازا سنجی کردن
    • سرعت پیشرفت (یا انجام و غیره)
    • سرعت گام برداری
    • قدم برداشتن
    • میزان سرعت
    • واحد سنجش طول (که دقیق نیست مانند وجب)
    • پیشگام بودن 2
    • گام برداشتن
    • گز کردن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " pace " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Pace proper

A surname. [..]

+ اضافه کردن

"Pace" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Pace در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

PACE Acronym

Parliamentary Assembly of the Council of Europe [..]

+ اضافه کردن

"PACE" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای PACE در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

تصاویر با "pace"

عباراتی شبیه به "pace" با ترجمه به فارسی

  • کارگر نمونه
  • آهنگ
  • آهسته پیما · بطی · کند · کندرو
  • مهارت (یا استعداد و غیره ی) کسی را آزمودن
  • با سرعت دلخواهتان
  • (در ترکیب) دارای آهنگ حرکت مشخص · اندازه گیری شده با گام برداری
  • زمان · میزان سرعت · وقت
اضافه کردن

ترجمه های "pace" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه