ترجمه "pacifier" به فارسی

پستانک, آسودبخش, مصلح بهترین ترجمه های "pacifier" به فارسی هستند.

pacifier noun دستور زبان

(US) A rubber or plastic device imitating nipple that goes into a baby’s mouth, used to calm and quiet the baby. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • پستانک

    noun

    for a baby [..]

  • آسودبخش

  • مصلح

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • آرامبخش
    • (کودک) پستانک
    • آرام ساز
    • راحتی بخش
    • صلح آور
    • صلح جو
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " pacifier " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "pacifier"

عباراتی شبیه به "pacifier" با ترجمه به فارسی

  • تسکین پذیر
  • (به ویژه در سرزمین های اشغالی) آرامش برقرار کردن · آرام کردن · آشتی کردن · استمالت کردن · تسکین دادن · خواباندن · دلجویی کردن · ساکت کردن · فرو نشاندن · نرم کردن
  • (به ویژه در سرزمین های اشغالی) آرامش برقرار کردن · آرام کردن · آشتی کردن · استمالت کردن · تسکین دادن · خواباندن · دلجویی کردن · ساکت کردن · فرو نشاندن · نرم کردن
اضافه کردن

ترجمه های "pacifier" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه