ترجمه "pacify" به فارسی

آرام کردن, خواباندن, (به ویژه در سرزمین های اشغالی) آرامش برقرار کردن بهترین ترجمه های "pacify" به فارسی هستند.

pacify verb دستور زبان

(transitive) To bring peace to (a place or situation), by ending war, fighting, violence, anger or agitation. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • آرام کردن

    verb

    Sancho having pacified his wife, and Don Quixote his niece and housekeeper

    آنگاه، پس از آنکه سانکو زن خود و دن کیشوت کدبانو و خواهرزادهاش را آرام کرد و دلداری دارد،

  • خواباندن

    verb
  • (به ویژه در سرزمین های اشغالی) آرامش برقرار کردن

  • ترجمه های کمتر

    • آشتی کردن
    • استمالت کردن
    • تسکین دادن
    • دلجویی کردن
    • ساکت کردن
    • فرو نشاندن
    • نرم کردن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " pacify " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "pacify" با ترجمه به فارسی

  • (کودک) پستانک · آرام ساز · آرامبخش · آسودبخش · راحتی بخش · صلح آور · صلح جو · مصلح · پستانک
  • تسکین پذیر
اضافه کردن

ترجمه های "pacify" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه