ترجمه "padding" به فارسی

(آنچه با آن تودوزی یانرم پوشی یا بسته بندی ایمنی می کنند) پوشال, (سخن یا نوشته) حشو و زواید, جزئیات نامربوط بهترین ترجمه های "padding" به فارسی هستند.

padding verb noun دستور زبان

Present participle of pad. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • (آنچه با آن تودوزی یانرم پوشی یا بسته بندی ایمنی می کنند) پوشال

  • (سخن یا نوشته) حشو و زواید

  • جزئیات نامربوط

  • ترجمه های کمتر

    • درونه ی لحاف یا تشک و غیره
    • لایی
    • لایی گذاری
    • نرم رویه
    • نرم رویه گذاری
    • نرم لایه
    • نرم لایه گذاری
    • نرم پوش
    • نرم پوش گذاری
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " padding " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "padding" با ترجمه به فارسی

  • لایه زیرین
  • سکوی پرتاب موشک
  • برگ پهن و شناور نیلوفر آبی (waterlily)
  • لایه زیرین
  • لایه ی گرمساز · لحافچه ی برقی (برای گرم کردن جاهای دردناک و غیره ی بدن)
  • (برای پرتاب موشک و غیره) سکوی پرتاب · سکوی پرتاب · سکوی پرتاب موشک · پرتابگاه (launching pad هم می گویند)
  • پد یکبار مصرف
  • کاغذ یادداشت
اضافه کردن

ترجمه های "padding" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه