ترجمه "paddy" به فارسی

شالیزار, برنج, شالی بهترین ترجمه های "paddy" به فارسی هستند.

paddy adjective noun دستور زبان

Rice, before it is milled [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • شالیزار

    wet land where rice grows

  • برنج

    noun

    Yeah, noodle some crawfish out the paddy, yo.

    ماکاروني با يه خورده ملخ و برنج

  • شالی

    Downriver, a saltwater barrage had been built, in exchange for votes from the influential paddy farmer lobby.

    در پایین رودخانه در مقابل آرای نمایندگان بانفوذ شالی کاران، سد آب شوری ساخته شده بود.

  • ترجمه های کمتر

    • شلتوک
    • ایرلندی
    • (انگلیس - عامیانه) خشم
    • (زننده) ایرلندی
    • برنج آسیاب نکرده
    • برنج نکوبیده
    • حرص و جوش
    • شالی زار
    • شلتوک زار
    • مزرعه ی برنج
    • پالیز برنج
    • کرت برنج (ricepaddy هم می گویند)
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " paddy " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Paddy noun proper دستور زبان

An Irish nickname for Patrick, originally from Pádrig (or Pádraig) the Irish language form of Patrick. [..]

+ اضافه کردن

"Paddy" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Paddy در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

تصاویر با "paddy"

عباراتی شبیه به "paddy" با ترجمه به فارسی

  • شالیزار
  • (امریکا - خودمانی) اتومبیل گشتی پلیس · اتومبیل پلیس
  • خاك برنجکاری · خاک شالیزار
  • شالیزار
اضافه کردن

ترجمه های "paddy" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه