ترجمه "pairs" به فارسی
pairs
verb
noun
Plural form of pair. [..]
ترجمه خودکار " pairs " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"pairs" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای pairs در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
عباراتی شبیه به "pairs" با ترجمه به فارسی
-
(تیم ها یا ورزشکاران را به دستجات دوتایی که باید با هم مسابقه بدهند تقسیم کردن) تعیین حریف · (جمع) فهرست همداوان · جفت سازی · همداو گزینی
-
جفتشدگی کروموزوم · سيناپسیس
-
انبرک · قیچی · ماشه · موچین · گاز انبر
-
زوج بههمتابیده
-
هیپ جفتشده
-
عینک
-
پرگار
-
(بازی ورق) دو خال یک جور · جفت · جفت سازی · جفت شدن · جفت کردن · دو · دو تایی کردن · دو لنگه · دو نفر · دو نفری · دو نفری کردن · دو ورق یک جور · دوبیتی · دوتا · زن و شوهر · زن و شوهر کردن · زوج · زوج کردن · زوجی · شماره دو · نر و ماده · چند قلو · چیز دو جزئی · یک بیت شعر
اضافه کردن مثال
اضافه کردن