ترجمه "palatinate" به فارسی

بومی این ناحیه, قلمرو اشرافیان (در آلمان قرون وسطی), ناحیه ی پالاتینات بهترین ترجمه های "palatinate" به فارسی هستند.

palatinate adjective noun دستور زبان

A territory ruled by a palatine [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • بومی این ناحیه

  • قلمرو اشرافیان (در آلمان قرون وسطی)

  • ناحیه ی پالاتینات

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " palatinate " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Palatinate proper noun

A historical region of Germany, originally a territory of the Holy Roman Empire [..]

+ اضافه کردن

"Palatinate" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Palatinate در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

تصاویر با "palatinate"

عباراتی شبیه به "palatinate" با ترجمه به فارسی

  • راینلند-پالاتینات
  • (نام استان جنوب غربی آلمان) راین لند - پالاتینات · راینلاند-فالتز · راینلند-پالاتینات
  • استخوان کام
  • قلمرو کنت (رجوع شود به count palatine)
  • استخوانهای کام · استخوانهای کامی
  • (انگلیس) ارل (earl palatine هم می گفتند) · (در آلمان سابق) کنت
  • اشرافی قرون وسطی که در قلمرو خود دارای امتیازات سلطنتی بود · دارای امتیازات سلطنتی · شانه پوش P( -7 بزرگ) نام یکی از هفت تپه ی روم · صاحب منصب کاخ سلطنتی · وابسته به سق یا کام · وابسته به ناحیه ی پالاتینات (در آلمان) · وابسته به کاخ · پوست خز (که با آن شانه ها را در زمستان می پوشاندند) · کاخ مانند · کاخی · کامی
  • بادامک · لوزه · لوزههای کامی
اضافه کردن

ترجمه های "palatinate" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه