ترجمه "palate" به فارسی
کام, ذائقه, سق بهترین ترجمه های "palate" به فارسی هستند.
palate
verb
noun
دستور زبان
(Anatomy) The roof of the mouth; the uraniscus. [..]
-
کام
nounroof of the mouth
The projection on the posterior edge of the soft palate.
اون طرح مخروطی در لبه خلفی کام نرم هست
-
ذائقه
nounDonatella, your palate betrays your Italian roots.
دونتلا ، ذائقه ت به اصل و بُن ايتالياييت شباهتي نداره
-
سق
nounThree puncture wounds in her soft palate.
سه تا زخم در سق بالايي
-
ترجمه های کمتر
- طعم
- سقف دهان
- چشایی
- سلیقه
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " palate " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "palate"
عباراتی شبیه به "palate" با ترجمه به فارسی
-
انفجاری کامی واکدار
-
سایشی کامی بیواک
-
(آواشناسی) کامی کردن · تبدیل به بی واکه ی کامی کردن
-
خوش مزگی · پسندیدگی
-
انفجاری کامی بیواک
-
خوشخوراكي · دلپذیری · دلچسبی · کامپذیری
-
نرم کام · نرمکام
-
(پزشکی) شکاف سق (شکافتگی سقف دهان که موجب اشکال در حرف زدن می شود و مادرزادی است) · شکاف کام · کام کافته
اضافه کردن مثال
اضافه کردن