ترجمه "palatal" به فارسی
کامی, دهانی, (زبان شناسی) بی واکه ی کامی بهترین ترجمه های "palatal" به فارسی هستند.
palatal
adjective
noun
دستور زبان
(phonetics) Articulated at the hard palate. [..]
-
کامی
noun -
دهانی
noun -
(زبان شناسی) بی واکه ی کامی
-
وابسته به سق یا کام
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " palatal " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "palatal" با ترجمه به فارسی
-
انفجاری کامی واکدار
-
سایشی کامی بیواک
-
(آواشناسی) کامی کردن · تبدیل به بی واکه ی کامی کردن
-
خوش مزگی · پسندیدگی
-
انفجاری کامی بیواک
-
خوشخوراكي · دلپذیری · دلچسبی · کامپذیری
-
نرم کام · نرمکام
-
(پزشکی) شکاف سق (شکافتگی سقف دهان که موجب اشکال در حرف زدن می شود و مادرزادی است) · شکاف کام · کام کافته
اضافه کردن مثال
اضافه کردن