ترجمه "palatability" به فارسی
کامپذیری, خوشخوراكي, دلپذیری بهترین ترجمه های "palatability" به فارسی هستند.
palatability
noun
دستور زبان
(uncountable) The condition of being palatable [..]
-
کامپذیری
-
خوشخوراكي
-
دلپذیری
-
دلچسبی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " palatability " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "palatability" با ترجمه به فارسی
-
انفجاری کامی واکدار
-
سایشی کامی بیواک
-
(آواشناسی) کامی کردن · تبدیل به بی واکه ی کامی کردن
-
خوش مزگی · پسندیدگی
-
انفجاری کامی بیواک
-
نرم کام · نرمکام
-
(پزشکی) شکاف سق (شکافتگی سقف دهان که موجب اشکال در حرف زدن می شود و مادرزادی است) · شکاف کام · کام کافته
-
سایشی کامی واکدار
اضافه کردن مثال
اضافه کردن