ترجمه "paling" به فارسی
(تخته یا تیرک که با آن نرده می سازند) تیرک, (عمل نرده سازی یا فرو کردن تیرهای عمودی در زمین یا پهلوی هم گذاری تیرهای عمودی) نرده سازی, تیرچه بهترین ترجمه های "paling" به فارسی هستند.
paling
noun
verb
دستور زبان
Present participle of to pale. [..]
-
(تخته یا تیرک که با آن نرده می سازند) تیرک
-
(عمل نرده سازی یا فرو کردن تیرهای عمودی در زمین یا پهلوی هم گذاری تیرهای عمودی) نرده سازی
-
تیرچه
-
ترجمه های کمتر
- حصار
- حصار سازی
- حصار کشی
- نرده
- نرده (ساخته شده از تیرهای عمودی)
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " paling " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "paling" با ترجمه به فارسی
-
حلواماهي خاكستري · سفرهماهی چشمچپ
-
هیلوبیوس پالس
-
رنگ پریدگی · زرد رنگی · زردی · کمرنگی
-
هیلوبیوس پالس
-
گنجشک صخرهای کمرنگ
-
(رنگ) بی جلا · (مجازی) محدوده · (هر یک از تیرهای عمودی نرده که در زمین فرو شده است) نرده پایه · (گیاه شناسی) برگه (bract هم می گویند) · از اهمیت افتادن · از جلا افتادن · از جلوه افتادن · تحت الشعاع قرار گرفتن · تیرچه · تیرک · جای نرده دار · حد · حد و حصر · حصار · دیرک · رنگ رفتن · رنگ پريده · رنگ پریده · رنگ پریده کردن یا شدن · زرد · سر حد · ضعیف · طراوت و گیرایی خود را از دست دادن · مات · مات رنگ شدن · مرز · نرده · نرده پا · چار چوب · کم توان · کم خون · کم رنگ · کم نور · کمرنگ
-
پرچین دار
-
پیشوند: دیرین · کهن (پیش از واکه می آید)
اضافه کردن مثال
اضافه کردن