ترجمه "pall" به فارسی
پرده, حجاب, جدار بهترین ترجمه های "pall" به فارسی هستند.
pall
verb
noun
دستور زبان
(archaic) fine cloth, especially purple cloth used for robes [..]
-
پرده
noun -
حجاب
nounbut the great pall had now stretched far into the West
اما حجاب عظیمِ سیاه اکنون تا غرب گسترده بود،
-
جدار
noun
-
ترجمه های کمتر
- سیرکردن
- شنل
- دیوار
- مانع
- (از چیزی) زده شدن یا کردن
- (تابوت یا قبر را) سیاه پوش کردن
- (مجازی) سیه پرده
- (مهجور) ردا
- از مزه افتادن
- ازکار انداختن
- بی زار کردن یا شدن
- بی مزه شدن
- تیره ابر
- خسته شدن
- خسته کردن
- رام کردن
- رو پوشه
- روکش تابوت (معمولا از پارچه ی سیاه)
- ملالت زده کردن
- منزجر کردن
- هراس کردن
- کسل شدن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " pall " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "pall"
عباراتی شبیه به "pall" با ترجمه به فارسی
-
تابوت کش
-
بازی قدیمی : گوی چوبی را با ضربه ی چکش چوبی از میان حلقه ی آهنی که در انتهای زمین قرار داشت رد می کردند · زمین ویژه ی این بازی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن