ترجمه "palliative" به فارسی

مسکن, مسکن موقتی, دردکش بهترین ترجمه های "palliative" به فارسی هستند.

palliative adjective noun دستور زبان

(medicine) Minimising the progression of a disease and relieving undesirable symptoms for as long as possible, rather than attempting to cure the (usually incurable) disease. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • مسکن

    adjective noun

    There is chemotherapy, of course, he said. But it would only be palliative.

    اضافه کرد: البته شیمی درمانی هست، اما فقط مسکن است.

  • مسکن موقتی

    adjective noun
  • دردکش

  • ترجمه های کمتر

    • به نما
    • بهتر نما
    • داروی درد کش
    • فرو نشان
    • مسکن درد
    • هر چیز تسکین دهنده
    • که نما
    • کوچک نما
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " palliative " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "palliative" با ترجمه به فارسی

  • (انگلیس - عامیانه) دوستانه · جون جونی · صمیمی
  • مراقبت تسکینی
اضافه کردن

ترجمه های "palliative" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه