ترجمه "palm" به فارسی
کف, پنجه, نخل بهترین ترجمه های "palm" به فارسی هستند.
palm
verb
noun
دستور زبان
Any of various evergreen trees from the family Palmae or Arecaceae, which are mainly found in the tropics. [..]
-
کف
nouninner, concave part of hand
Grigory rubbed his forehead with his palm and made no reply.
گری گوری کف دست خود را بر پیشانی کشید و پاسخی نداد.
-
پنجه
nounremember the palm move that falls from heaven
حرکت پنجه را يادم مياد اون حرکت از بهشت آمده
-
نخل
You'll learn to love the desert, and you'll get to know every one of the fifty thousand palms.
یاد میگیری که به صحرا دل ببندی و با تک تک این پنجاه هزار نخل آشنا می شوی.
-
ترجمه های کمتر
- دست
- مخ
- انداختن
- مدال
- فتح
- پیروزی
- صورت
- (با: on یا upon) قالب کردن (به کسی)
- (مثلا برای گول زدن یا تردستی) در کف دست پنهان کردن
- (واحد اندازه گیری طول - غیر دقیق) درازای دست
- (گیاه شناسی) نخل (انواع گیاهان استوایی و نیمه استوایی راسته ی Arecales که همیشه سبز می باشند و نخل خرما از این دسته است)
- با کف دست زدن یا پرماسیدن
- بخش پهن و مسطح برخی اشیا: پهنه ی پارو یا بیل یا راکت پینگ پونگ
- بخش پهن و مسطح شاخ برخی حیوانات
- برگ نخل (که نماد پیروزی یا شادمانی است)
- بین انگشتان پنهان کردن
- درخت خرما
- وابسته به تیره ی نخل ها (تیره ی Arecaceae که شامل درخت نارگیل و خرما هم می شود)
- پهنای دست
- کف دست
- کف دست انسان
- کف دستکش
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " palm " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Palm
-
پالم- کف دستی
تصاویر با "palm"
عباراتی شبیه به "palm" با ترجمه به فارسی
-
نخل نيپا · نیپا فروتیکانس
-
آرکا کاتکو · نخل آركا · نخل فوفل
-
انواع درختان نخل که برگ های بادزن مانند دارند
-
آتالئا فونیفرا · نخل پياساوا باهيا
-
نارگیل
-
شیره خرما
اضافه کردن مثال
اضافه کردن