ترجمه "palmary" به فارسی
سرآمد, پیروزمند, برجسته بهترین ترجمه های "palmary" به فارسی هستند.
palmary
adjective
دستور زبان
Worthy of the palm; preeminent; superior. [..]
-
سرآمد
-
پیروزمند
-
برجسته
adjective -
(سزاوار داشتن برگ نخل که نشان پیروزی و افتخار است) پیروز
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " palmary " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن