ترجمه "palmated" به فارسی

گسترده, مانند کف دست, پرده دار بهترین ترجمه های "palmated" به فارسی هستند.

palmated adjective دستور زبان

(ornithology, zoology) Having digits connected by a thin membrane; webbed. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • گسترده

    adjective
  • مانند کف دست

  • پرده دار

  • پنجه ای

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " palmated " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "palmated" با ترجمه به فارسی

  • به شکل دست بودن · تورینه پایی · دستسانی · هر بخش سازواره یا اندام دستسان یا پنجه سان · پنجه سانی
  • (جانورشناسی) تورینه پا · (گیاه شناسی - دارای رگه یا برگچه هایی که از مرکز مشترکی منشعب می شوند) پنجه ای (رجوع شود به تصویر: leaf) · به شکل دستی که انگشتان آن گسترده است · دستسان · پرده پا (footed web هم می گویند) (palmated هم می گویند)
اضافه کردن

ترجمه های "palmated" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه