ترجمه "paned" به فارسی
رنگارنگ, چل تیکه بهترین ترجمه های "paned" به فارسی هستند.
paned
adjective
دستور زبان
Having panes of a certain kind.
-
رنگارنگ
adjective -
چل تیکه
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " paned " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "paned" با ترجمه به فارسی
-
چهار چوب خواندن
-
جام پنجره
-
ابر مرد · تخته ی در · جام · جام شیشه · جوهر · شیشه (ی در و پنجره) · شیشه ی جام · قاب در · قاب شیشه · قطعه · نان · نقطه · هر یک از پهلوهای مسطح الماس یا مهره ی پیچ وغیره · پلاک · پهنه ی دیوار · چهارچوب · کتابچه ی تمبر (booklet panel هم می گویند) · یک صفحه تمبر پست (مرکب از چندین تمبر)
-
چهارچوب وظیفه
-
چهارچوب پیمایش
-
ابر مرد · جوهر · نقطه
-
چهارچوب پيش نمایش
-
جام شيشه
اضافه کردن مثال
اضافه کردن