ترجمه "panhandler" به فارسی
سائل, (عامیانه) گدا بهترین ترجمه های "panhandler" به فارسی هستند.
panhandler
noun
دستور زبان
One who panhandles; an urban beggar who typically stands on a street with an outstretched container in hand, begging for loose change. [..]
-
سائل
-
(عامیانه) گدا
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " panhandler " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "panhandler" با ترجمه به فارسی
-
(امریکا - معمولا P بزرگ) بخشی از زمین یا قلمرو ایالت که مثل دسته ی تابه پیشرفته است (مانند باریکه ی غربی ایالت اوکلاهوما) · (عامیانه) گدایی کردن · تابه دسته · دریوزگی کردن - بخشی از زمین یا قلمرو ایالت که مثل دسته ی تابه پیشرفته است (مانند باریکه ی غربی ایالت اوکلاهوما) · دسته ی ماهیتابه · زمین باریکه
اضافه کردن مثال
اضافه کردن