ترجمه "pant" به فارسی
رخیدن, ضربان, دم بهترین ترجمه های "pant" به فارسی هستند.
pant
verb
noun
دستور زبان
A quick breathing; a catching of the breath; a gasp. [..]
-
رخیدن
to breathe quickly or in a labored manner
-
ضربان
noun -
دم
nounheard Wormtail's anguished panting, then a sickening splash, as something was dropped into the cauldron.
بلافاصله صدای نفسهای دردمند دم باریک و پس از لحظهای صدای تهوعآور افتادن چیزی در پاتیل به گوش رسید.
-
ترجمه های کمتر
- دمش
- تاسش
- تاسیدن
- خفیدن
- دمیدن
- (با: for یا after) (شدیدا) خواستن
- (در اثر دویدن و غیره) نفس نفس زدن
- (قلب و غیره) تند زدن
- (مثلا مانند لوکوموتیو) متناوبا دود (یا بخار و غیره) دادن
- آرزو کردن
- تند تپیدن
- تپش (تند)
- دم کشیدن
- ضربان داشتن
- له له
- له له زدن
- نفس بریده
- نفس زنان گفتن
- نفس نفس
- نفس نفس زدن
- هن هن
- هن هن کردن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " pant " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "pant" با ترجمه به فارسی
-
شلوار خشتک باز
-
شلوار اسکی
-
باهوش، باهوش خان، زرنگ، زرنگ خان، بچه زرنگ، عقل کل، آقای باهوش، تنبون_ترنگ
-
تنبان
-
(خودمانی) متکی به ابتکار و مهارت فردی (نه نقشه ی قبلی یا دستگاه های خودکار و غیره)
-
زنده، نفس کش، متنفس، دم زننده
-
(زنانه) شلوار گشاد · تنبان
-
ازار · تنبان (trousers واژه ی رسمی تر آن است) · تنکه · زیر شلواری · شلوار · شورت · وابسته به شلوار
اضافه کردن مثال
اضافه کردن