ترجمه "panting" به فارسی
زنده، نفس کش، متنفس، دم زننده ترجمه "panting" به فارسی است.
panting
noun
verb
دستور زبان
Present participle of pant. [..]
-
زنده، نفس کش، متنفس، دم زننده
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " panting " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "panting" با ترجمه به فارسی
-
شلوار خشتک باز
-
شلوار اسکی
-
(با: for یا after) (شدیدا) خواستن · (در اثر دویدن و غیره) نفس نفس زدن · (قلب و غیره) تند زدن · (مثلا مانند لوکوموتیو) متناوبا دود (یا بخار و غیره) دادن · آرزو کردن · تاسش · تاسیدن · تند تپیدن · تپش (تند) · خفیدن · دم · دم کشیدن · دمش · دمیدن · رخیدن · ضربان · ضربان داشتن · له له · له له زدن · نفس بریده · نفس زنان گفتن · نفس نفس · نفس نفس زدن · هن هن · هن هن کردن
-
باهوش، باهوش خان، زرنگ، زرنگ خان، بچه زرنگ، عقل کل، آقای باهوش، تنبون_ترنگ
-
تنبان
-
(خودمانی) متکی به ابتکار و مهارت فردی (نه نقشه ی قبلی یا دستگاه های خودکار و غیره)
-
(زنانه) شلوار گشاد · تنبان
-
ازار · تنبان (trousers واژه ی رسمی تر آن است) · تنکه · زیر شلواری · شلوار · شورت · وابسته به شلوار
اضافه کردن مثال
اضافه کردن