ترجمه "papa" به فارسی
بابا, پاپ, پاپا بهترین ترجمه های "papa" به فارسی هستند.
(often childish) Dad, daddy, father; a familiar or old-fashioned term of address to one’s father. [..]
-
بابا
noun masculineBut please don't tell papa-mummy about this, it's our private secret.
و خواهش میکنم به بابا-مامانم نگو ، این یه رازه بین ما.
-
پاپ
nounWhen we come to power, we will do Papa!
وقتي به قدرت برسيم ، پاپ هم با ما همراه ميشه!
-
پاپا
nounYou will live, papa You're going to live
تو زنده مي ماني ، پاپا تو زنده خواهي ماند
-
ترجمه های کمتر
- پدر
- باباجان
- آقاجون
- کشیش ناحیه
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " papa " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Papa (TV series)
"Papa" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Papa در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
Professional and Amateur Pinball Association, and the tournaments held under its auspices. [..]
"PAPA" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای PAPA در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.