ترجمه "paradisal" به فارسی
بهشتی ترجمه "paradisal" به فارسی است.
paradisal
adjective
دستور زبان
Like paradise; paradisiacal. [..]
-
بهشتی
adjectiveAnd we could return this world to the paradise it was before them.
و می تونیم بهشتی که قبلاً این دنیا داشت رو بهش برگردونیم
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " paradisal " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "paradisal" با ترجمه به فارسی
-
مرغ بهشت امپراتور
-
(از ریشه ی فارسی) · اسمان · بهشت · بهشت برین · جنت · خدا · سپهر · عدن · عرش · فردوس · قدرت پروردگار · محل خوشی و سعادت · ملکوت · مینو · پردیس · گردون · گشتای
-
مگسگیر بهشتی بدفورد
-
(جانورشناسی) مرغ بهشت · (گیاه شناسی) انواع گیاهان حاره (جنس Strelitzia از خانواده ی موزها banana که بومی افریقا هستند) · مرغ بهشتی (تیره ی Paradisaeidae - بومی گینه ی نو)
-
سرفرز پارادایز، کوئینزلند
-
مگسگیر بهشتی ژاپنی
-
کلاغ بهشت
-
ماهی بهشتی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن