ترجمه "paradigm" به فارسی

نمونه, الگو, الگوواره بهترین ترجمه های "paradigm" به فارسی هستند.

paradigm noun دستور زبان

An example serving as a model or pattern; a template. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • نمونه

    noun

    Whole different paradigm — transistors came out of the woodwork.

    یک نمونه کاملا متفاوت — ترانزیستورها از صندوقچه بیرون آمدند.

  • الگو

    noun

    I think the Internet is really changing this paradigm quite a lot.

    به نظر من، اینترنت این الگو را به کلی تغییر داده است.

  • الگوواره

  • ترجمه های کمتر

    • روانگاره
    • صیغگان
    • نگاره
    • پرانمون
    • مختصر
    • (دستور زبان) الگوی صرفی
    • ابر انگاره
    • اصل ماده
    • شکل اولیه
    • صورت های صرفی
    • نمونه اصلی
    • نمونه ی عالی
    • پیش گونه
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " paradigm " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "paradigm" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "paradigm" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه