ترجمه "paramedical" به فارسی

وابسته به پیراپزشکی (مثلا مامایی و تصدی آزمایشگاه و غیره) ترجمه "paramedical" به فارسی است.

paramedical adjective noun دستور زبان

Of or relating to the provision of emergency medical treatment. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • وابسته به پیراپزشکی (مثلا مامایی و تصدی آزمایشگاه و غیره)

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " paramedical " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "paramedical" با ترجمه به فارسی

  • تکنسین فوریتهای پزشکی
  • (ارتش) پیراپزشک · بهیار · بهیار (به ویژه بهیار ارتشی که برای پرستاری با چتر نجات در جبهه فرود می آید) · بهیار ارتش · پیراپزشک · کمک پزشک
اضافه کردن

ترجمه های "paramedical" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه