ترجمه "parameter" به فارسی
پارامتر, شاخص, پارامون بهترین ترجمه های "parameter" به فارسی هستند.
parameter
noun
دستور زبان
(mathematics, physics) A variable kept constant during an experiment, calculation or similar. [..]
-
پارامتر
measurable characteristic
I mean, you punched in the correct parameters?
منظورم اينه که پارامتر هاي صحيح رو وارد کردي ؟
-
شاخص
The search parameters you've given us, while mathematically sound, are a bit undefined.
، شاخص هاي جستجويي که بهمون داديد... از نظر محاسباتي کمي
-
پارامون
پارامون: پارا+مون. همانند پیرامون.
-
ترجمه های کمتر
- پراسنجه
- پراما
- پرما
- محدودیت
- (جمع) حدود و ثغور
- (ریاضی) پارامون
- محدوده ها
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " parameter " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Parameter
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Parameter" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Parameter در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
عباراتی شبیه به "parameter" با ترجمه به فارسی
-
پارامترها
-
واريانس ژنتيكي · پارامترهای ژنتیکی
-
پارامتر
-
جستجوی پارامتری · جستجوی پارامونیک
-
پارامتر مکان
اضافه کردن مثال
اضافه کردن