ترجمه "paramount" به فارسی

فائق, برتر, برجسته بهترین ترجمه های "paramount" به فارسی هستند.

paramount adjective دستور زبان

Supreme; highest. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • فائق

    adjective

    Wild was the wrestle which should be paramount;

    به آسانی نمیتوانست بر تقلای درونی خود فائق بیاید؛

  • برتر

    adjective

    Todd Christofferson promised: “Let your covenants be paramount and let your obedience be exact.

    تاد کریستافرسون وعده داد: ”اجازه دهید که پیمان هایتان برتر و اطاعت تان دقیق باشند.

  • برجسته

    adjective
  • ترجمه های کمتر

    • فرازین
    • مهندین
    • برترین
    • والاترین
    • سرکرده
    • سرآمد
    • ارشد
    • مهمترین
    • غالب
    • ارجمند (ترین)
    • دارای مزیت
    • سر -
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " paramount " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "paramount" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "paramount" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه