ترجمه "paramour" به فارسی
فاسق, معشوقه, عاشق بهترین ترجمه های "paramour" به فارسی هستند.
paramour
noun
adverb
دستور زبان
(obsolete) Of loving etc.: passionately, out of sexual desire; devotedly. [from 14th c.] [..]
-
فاسق
noun adjectiveillicit lover
-
معشوقه
nounMy paramour Ellaria, she would find you very interesting.
معشوقه م الريا ، به شما علاقه مند ميشه
-
عاشق
noun" We're your playful paramours "
ما عاشق سر به هوات هستيم
-
ترجمه های کمتر
- مول
- موله
- فاحشه
- صیغه
- متعه
- یار
- معشوق یا معشوقه (ی شخص زن دار یا شوهردار)
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " paramour " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Paramour
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Paramour" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Paramour در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
اضافه کردن مثال
اضافه کردن