ترجمه "parapet" به فارسی

دیوار, دیواره, نرده بهترین ترجمه های "parapet" به فارسی هستند.

parapet noun دستور زبان

A low retaining wall. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • دیوار

    noun

    as the smokers sprawl on the bench, the ground, or the slope of the parapet.

    سیگاریها خودشان را روی نیمکت و لبه دیوار ولو کردهاند

  • دیواره

    noun

    The bust of the driver, whip in hand, could be seen moving along above the parapet.

    از بالای دیواره کنار خیابان، بالاتنه درشکهچی دیده میشد که شلاقش را بدست داشت.

  • نرده

    noun

    He leaned over the low parapet, almost overbalancing, trying to call back the irrevocable.

    کوتاه بام خم شد بروی نرده، نزدیک بود خودهم سقوط کند میخواست جلوی کار غیرقابل برگشت خود رابگیرد.

  • ترجمه های کمتر

    • جانپناه
    • حفاظ
    • سنگر
    • (استحکامات و دژها) خاکریز یا دیواره ی جلو سنگر
    • (نرده یا دیواره مثلا دور بالکن) دیواره
    • جان پناه
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " parapet " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Parapet
+ اضافه کردن

"Parapet" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Parapet در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

تصاویر با "parapet"

اضافه کردن

ترجمه های "parapet" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه