ترجمه "parenchyma" به فارسی
پارانشیم, (کالبد شناسی - جانور شناسی - گیاه شناسی) پراگند, بافت اصلی بهترین ترجمه های "parenchyma" به فارسی هستند.
parenchyma
noun
دستور زبان
the functional part of an organ, as opposed to supporting tissue [..]
-
پارانشیم
-
(کالبد شناسی - جانور شناسی - گیاه شناسی) پراگند
-
بافت اصلی
nounand we then infiltrate the parenchyma with the liver cells.
و بعد سلولهای پارانشیم بافت اصلی کبد را وارد میکنیم.
-
ترجمه های کمتر
- جرم اصلی
- مغز غده
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " parenchyma " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "parenchyma" با ترجمه به فارسی
-
بافت همبندی · بافت پیوندی · پارانشيم بيمهرگان
-
(زیست شناسی) پراگنه ی نرده ای · پارانشیم نردبانی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن