ترجمه "parish" به فارسی

شهر, قصبه, بخش بهترین ترجمه های "parish" به فارسی هستند.

parish verb noun دستور زبان

In the Anglican, Eastern Orthodox and Catholic Church or certain civil government entities such as the state of Louisiana, an administrative part of a diocese that has its own church. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • شهر

    noun

    She favor him staying parish treasurer?

    اون علاقه منده اون فرماندار شهر بمونه ؟

  • قصبه

    noun

    type of ecclesiastical subdivision of a diocese

  • بخش

    noun

    The Gypsy woman owns this island between two parishes.

    زن کولی صاحب این زمین بین دوتا بخش هستش.

  • ترجمه های کمتر

    • ناحیه
    • محله
    • بلوک
    • برزن
    • (انگلیس - تقسیمات کشوری) بخش
    • (در اصل - انگلیس) ناحیه ای که از خود کلیسا و کشیش داشت
    • (در سازماندهی و مدیریت کلیساها) بخش کلیسایی
    • اعضای کلیسای محل
    • اهل محله
    • سازمان کلیسایی هر ناحیه
    • قلمرو کلیسای محل
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " parish " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Parish
+ اضافه کردن

"Parish" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Parish در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

عباراتی شبیه به "parish" با ترجمه به فارسی

  • کلیسای منطقهای
  • بلوک شهری · پریش (تقسیمات اداری)
  • (انگلیس) کوته بین · دارای اهمیت محلی (نه کشوری یا جهانی) · محدود · محلی · کوته بینانه
اضافه کردن

ترجمه های "parish" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه