ترجمه "parisian" به فارسی

پاریسی, اهل پاریس, وابسته به پاریس بهترین ترجمه های "parisian" به فارسی هستند.

parisian
+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • پاریسی

    Christophe was amazed that these indolent Parisians should have had such capacious stomachs.

    کریستف از فراخی معدهٔ این پرندگان پاریسی تعجب مینمود.

  • اهل پاریس

    What an awakening for the Parisians! said the queen, radiant.

    ملکه خندید و گفت: چه بیداری غریبی از برای اهل پاریس خواهد بود.

  • وابسته به پاریس

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " parisian " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Parisian adjective noun دستور زبان

A person who was born in, or is a citizen or inhabitant of Paris, France [..]

+ اضافه کردن

"Parisian" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Parisian در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

اضافه کردن

ترجمه های "parisian" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه