ترجمه "parochiality" به فارسی
اداره کردن اموریک بخش یابلوک ترجمه "parochiality" به فارسی است.
parochiality
noun
دستور زبان
(uncountable) The state or condition of being parochial. [..]
-
اداره کردن اموریک بخش یابلوک
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " parochiality " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "parochiality" با ترجمه به فارسی
-
مدرسه ای که از سوی کلیسای محل اداره می شود · مدرسه ی خصوصی و مذهبی
-
تنگ نظری · دلبستگی بکارهای محلی یا بلوکی · شیوه ویژه · محدود · محدویت فکر · کوته نظری
-
(محدود به محل یا محله ی کوچک و محدود) محلی · امل · بخشی · تنگ نظر · وابسته به یا واقع در بخش کلیسایی (رجوع شود به parish) · کوته اندیش · کوته بین · کوته بینانه · کوته فکرانه · کوته نظر
-
تنگ نظری · دلبستگی بکارهای محلی یا بلوکی · شیوه ویژه · محدود · محدویت فکر · کوته نظری
اضافه کردن مثال
اضافه کردن