ترجمه "partaker" به فارسی
شریک, طرفدار بهترین ترجمه های "partaker" به فارسی هستند.
partaker
noun
دستور زبان
One who partakes of something. [..]
-
شریک
nounHuman love partakes of the divine, or at least it has in my case.
انسان دوست داره با یه شریک خوب باشه ، حداقل برای من اینطوری بوده
-
طرفدار
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " partaker " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "partaker" با ترجمه به فارسی
-
بهره داشتن · سهیم بودن در · شرکت کردن · شریک شدن · قسمت بردن
-
(خوراک) سهم بردن · (در کاری) شرکت کردن · انباز شدن · بهره داشتن · بهره گرفتن · خوردن · دارا بودن · سهیم بودن در · شرکت کردن · شریک شدن · شریک شدن در · قسمت بردن · مشترکا داشتن · همباز شدن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن