ترجمه "parted" به فارسی
(قدیمی) مرده, (گیاه شناسی - برگ) دو بخشی, جدا (شده) بهترین ترجمه های "parted" به فارسی هستند.
parted
adjective
verb
Simple past tense and past participle of part . [..]
-
(قدیمی) مرده
-
(گیاه شناسی - برگ) دو بخشی
-
جدا (شده)
-
ترجمه های کمتر
- شکافته
- شکافدار
- مجزا (شده)
- گشوده، بازمانده (دهان از حیرت)
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " parted " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Parted
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Parted" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Parted در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
عباراتی شبیه به "parted" با ترجمه به فارسی
-
بخش دوم، نیمه دوم، بخش پایانی
-
برنامه هر قطعه
-
(بدن) عضو · (به قطعات مجزا) تقسیم کردن · (جمع) اندام های تناسلی و مقعد · (ریاضی) جز (اجزای) عدد · (شانه کردن گیسو) خط مو · (فرق) باز کردن 0 · (معمولا با: from) عزیمت کردن · (معمولا جمع) ناحیه (نواحی) · استعداد · اندام · بخش · بخش کردن · برابر · برخه · بهر · تا اندازه ای 2 · تفكيك كردن · توانایی · جانب · جدا کردن یا شدن · جربزه · جز · دانگ · رل · رهسپار شدن · سرزمین · سهم · سو · سوا کردن 1 · شرمگاهان · طرف · عضو · فرق · قسمت · قطعه · مردن · منشعب کردن یا شدن · منطقه · نسبی · نقطه · وابسته به یک بخش · ورشیم · پار · پاره · پیمانه · گیروانه
-
بخش وب
-
قطعات موتوری · كاربراتورها · ميللنگها
-
پرداخت مرحلهای
اضافه کردن مثال
اضافه کردن