ترجمه "passant" به فارسی

(نشان های اشرافی - اسب و شیر و غیره) با سر به طرف تماشاگر و یک دست افراشته ترجمه "passant" به فارسی است.

passant adjective دستور زبان

(heraldry, of a four-legged animal) Walking, usually to the right, and looking straight ahead with the right forepaw raised from the ground. [from 15th c.] [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • (نشان های اشرافی - اسب و شیر و غیره) با سر به طرف تماشاگر و یک دست افراشته

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " passant " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "passant" با ترجمه به فارسی

  • (شطرنج) کشتن پیاده ای که در جلو راه قرار دارد · (فرانسه) · آنپاسان · در حال گذشتن · ضمنا · کشتن و رد شدن
اضافه کردن

ترجمه های "passant" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه