ترجمه "passworded" به فارسی
رمزدار شد ترجمه "passworded" به فارسی است.
passworded
verb
Simple past tense and past participle of password. [..]
-
رمزدار شد
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " passworded " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "passworded" با ترجمه به فارسی
-
(کامپیوتر) کلمه ی رمز · اسم شب · اسم عبور · جیرو · رمز عبور · رهگشا · شبنام · شعار حزب · گذرواژه
-
رمز عبور گروه خانگی
-
رمز دستگاه
-
توافق کلید تصدیق شده بر پایه رمزعبور
-
رمز یکبار مصرف
-
خستگی از گذرواژه
-
تأیید اعتبار رمز عبور
-
دزد رمز عبور
اضافه کردن مثال
اضافه کردن