ترجمه "pastry" به فارسی
شیرينی, شیرینی, خمیر بهترین ترجمه های "pastry" به فارسی هستند.
pastry
noun
دستور زبان
A baked food group which contains items made from flour and fat pastes such as pie crust; also tarts, bear claws, Napoleons, puff pastries, etc. [..]
-
شیرينی
nounfood group
-
شیرینی
nounname given to various kinds of baked products
Meringue cookies are a simple way to practice our pastry bag technique.
شیرینی گردویی یه راه ساده برای تمرین تکنیکهای خامه مالی هست.
-
خمیر
noun
-
ترجمه های کمتر
- پای
- (انواع شیرینی های ساخته شده از این خمیر) کیک
- خمیر شیرینی پزی
- نان شیرینی (و غیره)
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " pastry " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Pastry
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Pastry" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Pastry در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
تصاویر با "pastry"
عباراتی شبیه به "pastry" با ترجمه به فارسی
-
خمیر بریزه
-
شیرینی
-
ماسوره و قیف قنادی
-
(شیرینی پزی) شیرینی دانمارکی (چند لایه و دارای میوه) · شیرینی دانمارکی
-
قنادی
-
(شیرینی پزی) شیرینی دارای خامه ی پف کرده · خمیر هزار برگ · خمیر هزارلا · شیرینی پفکی · نان خامه ای · پف کرده
-
خمیر پفی
-
شیرینی فرانسوی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن