ترجمه "patchy" به فارسی
منقطع, ناهمگون, پرپرگاله بهترین ترجمه های "patchy" به فارسی هستند.
patchy
adjective
دستور زبان
Full of, or covered with, patches; abounding in patches. [..]
-
منقطع
-
ناهمگون
-
پرپرگاله
-
ترجمه های کمتر
- پرپهرو
- تکه تکه
- وصله دار
- وصله مانند
- وصله وصله
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " patchy " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "patchy" با ترجمه به فارسی
-
جوربجور · ناجوری · وصله داری
اضافه کردن مثال
اضافه کردن