ترجمه "patently" به فارسی
آشکارا, به وضوح بهترین ترجمه های "patently" به فارسی هستند.
patently
adverb
دستور زبان
In a clear and unambiguous manner. [..]
-
آشکارا
and were bad for us, too, since they patently let down the High Commissioner, whose boots the G s were not good enough to clean.
آنها برای ما هم دردسر فراهم میکردند، زیرا آشکارا کمیسیون عالی را که ژنرالها حتی لیاقت پاک کردن چکمه آنها را نداشتند تخطئه میکردند.
-
به وضوح
Seeing him like this, dressed just for her in so patent a manner
با دیدن او که آن طور به وضوح برایش چنان لباس پوشیده بود،
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " patently " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "patently" با ترجمه به فارسی
-
اداره ثبت اختراع · اداره ی ثبت اختراعات و نام های انحصاری و امتیازات · اداره ی فردادها · فرداد خانه
-
(چرم) ورنی
-
بهره برداری
-
(حقوق) ابهام موجود در متن سند یا قرارداد و غیره
-
حکم اعطای امتیاز انحصاری · فرمان علنی · گواهی ثبت اختراع
-
داروی اختصاصی · داروی به ثبت رسیده (داروی اختصاصی یک شرکت داروسازی که دیگران حق تقلید از آن را ندارند)
-
امتیازنامهها · ثبت اختراع · حق ثبت · حقوق انحصاری · پروانه بهرهبرداری انحصاری
-
حق امتیاز · حق انحصاری (به ویژه در مورد اختراع به ثبت رسیده) · حق فرداد · فرداد هده
اضافه کردن مثال
اضافه کردن